|
*ديدني ها و جاذبه هاي طبيعي استان :
غارها :
غار ترنگ در 50 كيلومتري جنوب شرقي شهرستان بافت در روستاي ترنگ
غار چشمه سبز گوغر در 50 كيلومتري شهرستان بافت در روستاي جعفريز گوغر
غار ده بكري بم
غار شعيب جيرفت
غار ايوب شهربابك
غار جواران رابر
غار داوران رفسنجان
غار شب پره خبر بافت
غار يخ جوپار

آبشارها :
آبشار درقله علم شاه در بلندترين نقطه سلسله جبالبارز
آبشار دلفارد در 40كيلومتري شمال غرب جيرفت
آبشار راين در 20 كيلومتري غرب راين
آبشار كوهپايه در 30 كيلومتري كرمان
ييلاق ها:
ييلاق هاي شهر ماهان در 35 كيلومتري جنوب شرقي شهر كرمان
ييلاق هاي جوپار در 30 كيلومتري جنوب شهر كرمان
ييلاق هاي راين در 110كيلومتري شهر كرمان
ييلاق هاي كوهپايه در 30 كيلومتري شرق كرمان
ييلاق هاي ده بكري در شهرستان بم
ييلاق هاي مسكون در 30 كيلومتري جيرفت
ييلاق هاي دلفارد در 30 كيلومتري مسير جيرفت ساردوئيه
ييلاق هاي درب بهشت در ساردئيه
ييلاق كوهبنان در 16 كيلومتري كرمان
ييلاق اسفندقه در 72كيلومتري شهرستان جيرفت
ييلاق لاله زار در مسير بافت – كرمان
ييلاق رابر در منطقه رابر
*كلوت هاي شهداد :
يكي از مهمترين عوارضي كه از مركز لوت تا غرب آن كشيده شده (كلوت ) ها مي باشد.
اين عوارض يكي از پديده هاي زيباي طبيعي هستند كه در نوع خود در دنيا نظير
ندارد و در هيچ يك از بيابان هاي دنيا نمي توان چنين مناظر زيبايي ديد.
كلوت ها در فاصله 40 كيلومتري شرق و شمال شرقي شهداد قرار دارند اين عوارض كه
بر اثر فرسايش آبي و بادي شديد به وجود آمده اند به خاطر شگفتي هاي آن شهرت
جهاني دارند . اين كلوت ها از دور به خرابه هاي شهري بزرگ مي مانند كه توصيف
هاي گوناگوني از قبيل بزرگترين شهر كلوخي جهان ، شهر افسانه اي كلوت ها ، شهر
خيالي ، شهر لوت و يا ساحره لوت از آن شده است .
گرمترين نقطه ايران وجهان و گودترين نقطه ايران در اين منطقه قرار دارد منطقه
گندم بريان شهداد كه گرم ترين نقطه كوير در جهان و ايران به شمار مي رود دماي
بالاي 65 درجه سانتيگراد را در سايه دارد و چون دانه گندم در اين منطقه به حالت
برشته در مي آيد به آن گندم بريان مي گويند.
سوراخ نبودن لايه اوزون در فضاي بالاي كوير لوت و خاصيت آفتاب درماني و ماسه
درماني از قابليت هاي مهم اين منطقه مي باشد در معماري زيباي کلوتها عامل
ديگري هم دست داشته است. رودي به نام «شور». رودي که در اعماق خشکترين مناطق
ايران جاري است. شايد که رود نيست، اشک دل نرم کوهستانهاست که تن شور لوت را
ميشويد و پيش ميرود. این براي سيراب کردن لوت کافي نيست، تنها آبي به لب خشک
و ترک خوردهاش ميزند و ميگذرد و به جايي ميرسد که يک پارچه نمک ميشود.
همين رود است که بر مرطوب کردن ديواره کلوتها اثر کافي گذاشته و فرسايش آنها
را تسهيل کرده است.

رود شور، تنها رود دايمي است كه در اعماق كوير لوت جريان دارد و در طول سال
پرآب است. اين رود از كوههاي شمال غرب بيرجند سرچشمه ميگيرد و 200 كيلومتر
مسير پرپيچ و خم را در كوير لوت ميپيمايد و سرانجام به كوه نمك سريا و معدن
نمك شهداد ختم ميشود. آب اين رودخانه بسيار شور است و هر چه به چاله مركزي لوت
نزديكتر ميشود، در اثر گذشتن از بسترهاي شور و نيز تبخير شدن آب، غلظت املاح
آن به حدي زياد ميشود كه در كنارههاي قسمت پاييني آن، كيلومترها اثري از گياه
ديده نميشود و قبل از رسيدن به معدن نمك به علت بالا رفتن غلظت نمك مثل ماست
ميشود، عليرغم خشكساليهاي اخير جريان آب در رود شور متوقف نشده است.
جاده ادويه از دل کلوتها عبور مي کند. جاده ادويه از هند ميآمده و با گذر از
اين منطقه به شمال خراسان ميرفته است.
روز چهارشنبه 28 آذر پس از صرف صبحانه در کرمان به سمت شهداد حرکت می کنیم.
حدود 30 خانم و 154 آقا از 30 شرکت وزارت نیرو در 4 اتوبوس تقسیم می شویم و در
تمام راه پلیس و مسئولان حفاظت جاده ها از حضور ما در منطقه حراست می کنند. همه
از هم می پرسند، تا حالا کویر رفتی؟ و همه مشتاقانه منتظر دیدن کویر و راه رفتن
روی شنهای نرم آنند، اما باید تا صبح صبر کنند، شبی بیاد ماندنی و پر از شوق
رسیدن به یکی از دیرینه های ذهن مان.
شهداد شهری است با نخل های سر به فلک کشیده و کم آب ، پرتقال های این شهر بسیار
معروف است. از آب انبار حاج محمد تقی و قلعه شفیع آباد که به قرن هفتم هجری
نسبت داده می شود و همچنین شهر صنعتی کوتوله ها دیدن می کنیم و پس از آن برای
نماز و نهار وزیارت به بقعه امامزاده محمد بن زید می رویم . امامزاده ای بسیار
با صفا که کنار آن نخلستانی زیبا قرار دارد.
پس از صرف نهار به سمت کمپ کلوت ها در ابتدای کویر حرکت می کنیم. سر راه با
بافت طبیعی بسیار جالبی روبرو می شویم تپه هایی که بر روی آنها درختچه های گز
روئیده اند، انگار که سراسر دشت را گلدان کاشته اند ، به ما می گویند اینها
نپکا یا گلدانهای بیابانی هستند. در کنار آنها از قناتی بازدید می کنیم و نزدیک
های غروب به کمپ کویری در 20 کیلومتری کلوت ها می رسیم.
این کمپ بسیار زیبا شامل کپرهایی است که با سلیقه با شالی و چوب تزئین شده اند.
مسئولین هلال احمر نیز قبل از ما در آنجا مستقر شده اند.
پس از استقرار در چادرها و استراحتی کوتاه، برنامه افتتاحیه شامل قرائت قرآن و
خوشامدگویی، معاون اجرایی برنامه، توضیحات مبسوطی توسط راهنمای برنامه در مورد
کویر و برنامه های روز به ما ارائه کرد.
بعد از صرف شام به چادر های خود رفتیم تا با خوابی خوش و رویایی در زیر چتر
ستارگان خود را برای فردا آماده کنیم
ساعت 6 صبح پنجشنبه پس از نیم ساعت، به محل شروع پیاده روی رسیدیم. بدون هیچ
قرار قبلی خانم ها ابتدای صف و آقایان در ادامه صف قرار گرفتند. راهنما در جلوی
صف بود و از همان ابتدا با سوالات بی شمار ما مواجه شد، ولی با صبوری و خوشرویی
به تمام سوالات پاسخ می داد.
راهنما در رابطه با جاذبه های گردشگری این بیابان گفت: بیابان لوت با 80 هزار
کیلومتر وسعت به سه بخش شمالی، مرکزی و جنوبی تقسیم می شود. وسیع ترین بخش
بیابان لوت ، لوت مرکزی است که دشت شهداد را در بر می گیرد و گودترین نقطه
ایران را با 200 متر ارتفاع از سطح دریا شامل می شود.
لوت مرکزی مشخص ترین واحد جغرافیایی است که در آن نمونه های کامل انواع مختلف
عوارض بیایانی از جمله کلوت ها دیده می شود. این عوارض یکی از پدیده های زیبای
طبیعی هستند که در نوع خود در دنیا بی نظیرند و در هیچ یک از بیابان های دنیا
نمی توان چنین مناظر زیبایی را دید. کلوت ها بر اثر فرسایش آبی و بادی شدید
بوجود آمده اند.در تمامی 11 هزار کیلومتری که کلوتها در سطحی به عرض متوسط 80
کیلومتر و طول متوسط 145 کیلومتر در حاشیه غربی دشت لوت بوجود آورده اند،
هیچگونه گیاهی وجود ندارد و هیچ موجود زنده ای قارد به ادامه حیات نیست.

وجود منطقه ای به نام گندم بریان در 15 کیلومتری شمال غرب کلوت ها که یکی از
گرم ترین نقاط کره زمین محسوب می شود درجه دما در تابستان به 100 درجه
سانتیگراد نزدیک می شود.
زیبایی کویر وصف ناشدنی است، باید حتما به آنجا بروی و زیبایی و انرژی را حس
کنی. هر چه پیش تر می روی، زیباتر و اعجاب انگیز تر می شود. راهنما تمام اشکال
و اسامی کلوت ها را برایمان توضیح می داد. جایی که بسیار شبیه دیوار چین بود
برای صرف صبحانه توقف کردیم و بعد از اندکی درنگ مجددا راه افتادیم و حدود ساعت
12 به مرتقع ترین نقطه دشت رسیدیم. نقطه ای که بر اساس GPS ارتفاع آنجا حدود
360 متر تخمین زده شد. پس از گرفتن عکسهای یادگاری راه برگشت به سمت اتوبوس ها
را از مسیری دیگر انتخاب کردیم و یک بعد از ظهر به اتوبوس ها رسیدیم. نزدیک
اتوبوس ها دو ماشین توریستی از آلمان و ارمنستان که برای دیدن دشت لوت آمده
بودند، قرار داشت که پس از دقایقی تبادل اطلاعات و گرفتن عکس یادگاری ، از آنان
خداحافظی کرده و به طرف کمپ اصلی حرکت کردیم.
چشمانمان را می بندیم تا تک تک تصاویر این کویر زیبا در ذهن مان مرور شود و در
ناخودآگاه ضمیرمان برای همیشه باقی بماند..
مهمترین جاذبه های راین :
تاریخی : ارگ راین ( بزرگترین بنای خشتی بعد از ارگ بم )
تفریحی : آبشار راین ، روستاهای زیبای دامنه کوه هزار ، پارک ولی عصر
زیارتی : امامزاده های شیر خدا ، سلطان سید علی و شاه زید
علمی : دهانه های آتشفشانی دهنه قلعه حسنعلی
زمین شناسی : معدن مرمر
ورزشی : صعود به قله 4501 متری هزار ( بلندترین قله جنوب ایران )
صنایع دستی : چاقو سازی و قالیبافی
از راین در گذشته به نامهای : رائین ، روین ، رایین ، رابن و روبین نیز نام
برده شده است
شهر تاریخی راین در فاصله صد کیلومتری کرمان قرار دارد

لورنت لوی اشتراوس معاون بخش میراث فرهنگی یونسکو در دیدار از میمند :
میمند این سرزمین حیرت انگیز با ساکنین خوبش مرا شگفت زده کرد
نام روستاي تاريخي ميمند را "ملينامركوري" وزير فرهنگ يونان بر سرزبانها
انداخت. مركوري هنرپيشه، هنرمند و يك سياستمدار بسيار موفق بود. ميمند چهارمين
انتخاب "او" در جهان بود كه هفت سپتامبر 2005 جايزه خود را با حضور نمايندگان
يونان، يونسكو و ايران دريافت كرد. البته جايزه فرهنگي مركوري پس از درگذشت وي
جان گرفت. مركوري ثروت خود را در اختيار دولت كشورش قرار داد تا هر دو سال يك
بار به اثري كه تعامل انسان و طبيعت را به خوبي بيان مي كند اهدا شود و اين بار
قرعه فال به نام ميمند افتاد به خاطرزيباييهايش. روستاي صخرهاي ميمند را كه
منظومه كوير مينامندش، ميان شهربابک و ميمند مييابي. "لورنت لوي اشتراوس"
معاون بخش ميراث فرهنگي يونسكو را همين زيباييها به ميمند كشاند. او خود
سرپرست داوران جايزه ملينا مركوري بود. دانههاي برف آرام آرام روي زمين
مينشيند و آذين برگ درختان توت و شاه توت ميشود. اينجا دشت ميمند است.
روزگاري پوشيده از درختان پسته و بادام وحشي بوده. دشتي مملو از جانوران
بياباني، همچون مار، سوسمار، جوجه تيغي و لاك پشت. كمي نزديكتر به روستاي ميمند
درختان توت و شاه توت به پيشوازت ميآيند و چون ميزباناني آدابدان، مهمانان را
تا روستا همراهي ميكنند. نخستين ديدار ميان "علي معروفي"، بخشدار مركزي
شهربابک و اشتراوس انجام ميشود. سپس اشتراوس و همرانش عبا و نمد ميمنديها را
بر دوش مياندازند و در يكي از آغلهاي نزديك روستا به آسم آغل "درخوانيها" با
اهالي به گفتگو مينشينند وبا معماري سرآغل آشنا ميشوند. سر آغلها هر كدام يك
مجتمع دامداري است كه فضاهاي مختلفي دارد. اين فضاها هم براي اقامت است و هم
براي مرخونه. براي ساخت مرخونه، زمين را به قطر 2تا4 متر دايره وار مي كنند و
چوب هايي را به صورت مخروطي روي اين گودي سوار مي كنند. سپس روي آن را با خاك و
گل مي پوشانند. فضاهاي ديگري در اين مجموعه در نظر گرفته شده كه جداي از محل
زندگي، محلي براي نگهداري احشام است. اشتراوس و همراهان پس از آشنايي با فضاهاي
مختلف اين مجتمع، انبوهي از درختان بنه و بادام كوهي را پشت سر ميگذارند و در
يكي از روستاهاي نزديك ميمند به نام "پيشرودخانه"، با معماريهاي مختلف روستا
چون "كپر"، "گنبه"، "پرواربند"، "مشكدان" و "روش باغداري" آشنا ميشوند.
"كيارش اقتصادي"، مدير پايگاه پژوهشي ميمند كپر را خانه هاي ميداند كه در زمان
ييلاق استفاده و از چوب ساخته شده اند. در اين كپرها هميشه هواي سرد و خنك
جريان دارد. در كنار اين معماري، معماري ديگري به نام گنبه قرار دارد. گنبه
ديواره سنگ چين دايره اي شكل است كه سقف مخروطي آن را چوب تشكيل داده است و روي
اين سقف را با خاك و گل پوشانده اند. گنبه گرمتر از كپر است. اين كپرها در
اطراف خانه هاي دستكند ميمند پراكنده هستند.
ميمند مجموعه روستايي است به شكل منظومه كه خانه هاي دستكند اين روستا در قلب
اين منظومه جايي گرفته است. ساكنان ميمند را كوچ نشيناني تشكيل مي دهند كه بهار
و تابستان در خانه هايي در دره هاي سرسبز اطراف اين روستا مي گذرانند. فاصله
اين خانه ها تا قلب ميمند (خانه هاي دستكند) گاهي 500 متر است و گاهي به چند
كيلومتر نيز ميرسد. پس از نظاره اين همه زيبايي به قلب منظومه كوير كرمان
ميرسيم. اهالي روستا و كاركنان پايگاه پوشيده در لباس محلي به پيشوار مهمانان
ميآيند.
اشتراوس با توضيحات اعضاي پايگاه با استادكاران و جوانان مينمدي كه نقش بسياري
در زنده سازي سنتها در اين روستاي كهن دارند آشنا ميشود. ظهر است و سفره
صميمي اهالي در يكي از كيچههاي دستكند(خانه) روستا كه محل پايگاه است پهن
ميشود و هم بر گرد آن جمع ميشوند.
سفره اهالي روستا همچون روستا رنگ و بوي سنتي و محلي دارد. سفره با "كلهجوش" و
"اوگرمو"، "سيراو بنه" و "قورمه" همراه با نان "تاو" و كرنو رنگ ميگيرد. نان
داغ داغ است. كدبانو خانه نان پخته را از دل تنور ميگيرد و به مهمامانش تقديم
ميكند. غذاها آنقدر خوشمزه است كه مهمانان نميتواند به خوراكي ديگر روستا چون
برفدوشاب، آرابه، تلخو، بنه و سنجد ناخونك نزنند و بروند.
اشتراوس مي گويد اين سبك زندگي را در داستانهاي كودكيام شنيدهام اما هرگز
باور نداشتم روزي از نزديك شاهد آن باشم. وي اعتقاد دارد شيوه زندگي روستا
ميمند بسيار هوشمندانه انتخاب شده و مرمت روستا را كه موجب زنده سازي بسياري از
سنتها شده شايسته قدرداني ميداند.
اشتراوس جاري بودن زندگي سنتي و محلي را در كوچهپس كوچههاي ميمند مهمترين
امتياز اين روستا نسبت به سايتها مشابه آن در اروپا دانست. وي با تقديم سيدي
سخنراني خود درباره روستا ميمند در زمان اهدا جايزه ملينامركوري به آن، در دفتر
خاطرات پايگاه ميمند به يادگار نوشت: هنگامي كه من مشغول تعيين برنده جايزه
ملينا بودم مقدار كمي درباره روستاي ميمند ميدانستم اما اين سرزمين حيرتانگيز
با ساكنان خوبش مرا شگفت زده كرد و دريافتم ميمند به راستي شايسته بردن اين
جايزه را داشته است. روز به پايان ميرسد و مسافرت نيز. اهالي روستا به رسم
مهماننوازي خوراكيها روستا را درون كيسههاي پارچهاي دست دوز محلي به "دولو"
و "افتنك" مينهند و به مهمانان خود يادگار ميدهند.
كاركنان پايگاه پژوهشي ميمند هم نماآهنگ ميمند را به "اشتراوش" و همراهانش
تقديم ميكنند.

|